4- آشــوب(chaos): «آشــوب» در لغت به معناي هرج و مرج و بينظمي است. ريشه لغوي آشوب به كلمه رومي «كائــوس» (Kaous) برميگردد كه مفهوم آن متعلق به شاعر روم باستان به نام «اويــد» (Owid) ميباشد. به نظر او كائوس، بينظمي و ماده بيشكل اوليه بود كه داراي فضا و بعد نامحدودي بوده، به طوري كه فرض شده است كه قبل از اين كه جهان منظم شكل بگيرد، وجود داشته است كه سپس خالق هستي، جهان منظم را از آن ايجاد نمود.
از لحاظ تاريخي پس از آن كه قوانين نيوتــن در مورد حركت ارائه شد، افــراد زيادي با تكيه بر قطعيت ذاتي اين قوانين آنهــا را ماشين حساب خدا ناميدند و براي پيشگويي آينــده بر حسب مقادير فعلي كافي دانستند؛ به طور كلي تصور بر اين بود كه اگر وضعيت فعلي را با دقت بالايي بدانيم مي توانيم آينــده را هم با همين دقت پيشگويي كنيم. اين باور هم چنان پا بر جا بود تا اين كه در اواخر قــرن نوزدهم، «هانــري پوانكاره» در بــررسي و تلاش بــراي حل مسئله سه جسمي متــوجه شد در بعضي موارد اگر دقــت در شــرايط اوليه بالا باشد، لزوما در نتــايج نهــايي عدم قطعيت ناچيز نيست و با كاهش عدم قطعيت در شــرايط اوليه لزوما عدم قطعيت كاهش نمييابد. اين مسئله نمودي از رفتــار آشــوبي بود كه در آن زمان شنــاخته شــده نبود. تقريبــا اوليــن تحقيقات عدديي كه به معرفي فراگير آشوب انجاميد توسط «ادوارد لورنتــس» ارائه شد.
بايد دانست كه تاكنون تعريف كلي پذيرفته شده براي آشوب ارائه نشده است و تعريف زير از جمله تعاريف پذيرفته شده مطرح ميباشد:
« آشــوب، يك رفتــار طولاني مدت غيرپريــوديك در يك سيستم دترمينيســتيك است كه وابستـگي حســاس به شــرايط اوليــه را نشان ميدهد»:
Chaos is aperiodic long-term behavior in a deterministic system dependence on initial conditions.
a – منظور از رفتار طولاني مدت غيرپريوديك در سيستمهاي ديناميكي آن است كه مسيرهايي وجود دارند كه وقتي زمان به بينهايت ميل ميكند، مسير اين سيستمها به نقاط ثابت، مدارهاي پريوديك و يا مدارهاي شبه پريوديك منتهي نميشوند.
b – دترمينيســتيك گوياي آن است كه سيستم داراي پارامترها يا وروديهاي تصادفي(random) نيست ولي رفتار بي نظم اين سيستمها از غيرخطي بودن ناشي ميشود. اين اصطلاح در مقابل stochastic به كار ميرود كه منظور از آن نامنظم، كاتورهاي، نامعين و غيرقابل پيش بيني بودن رفتار سيستم است.
c - منظور از حساس بودن به شرايط اوليه در سيستمهاي ديناميكي اين است كه مسيرهاي مجاور با سرعت و به طور نمايي از هم جدا ميشوند. در واقع اين خصوصيت، تفاوت اصلي سيستمهاي ديناميكي آشوبناك با سيستمهاي ديناميكي غيرآشوبناك است. در سيستمهاي ديناميكي غيرآشوبناك، اختلاف كوچك اوليه در دو مسير به عنوان خطاي اندازهگيري بوده و به طور خطي با زمان افزايش پيدا ميكند در حالي كه در سيستمهاي ديناميكي آشوبناك، اختلاف بين دو مسير با فاصله بسيار اندك همان طوري كه گفته شد، به طور نمايي افزايش مييابد.
محيط عمل پديده آشـوب، سيستمهاي ديناميكي است. يك سيستم ديناميكي شامل يك فضاي فــاز مجـرد يا حالت فازي است كه مختصاتش، حالت ديناميكي سيستم را با بكارگيري قوانيــن ديناميكي مشخص ميكند. يك سيستم ديناميكي مي تواند منظم يا آشوبناك باشد. البته سيستــم منظم، خود ممكن است تنــاوبي يا شبه تنــاوبي باشد. سيستم تناوبي تنها شامل يك فركانــس و هماهنگهاي آن است و سيستم شبه تنــاوبي شامل چنــد فركانس و هماهنگهاي آن ميباشد. در سيستم آشــوبي هيچ تنــاوب غالبي وجود ندارد يعني اين سيستــم داراي دوره تنــاوب بينهــايت است.
5- جــذب كننــدهها (strange attractors): يك جذب كننده مجموعهاي از تمام مسيرهايي است كه به سمت يك نقطه ثابت، حلقه محدود يا ... همگرا ميشوند. نوع ديگري از جذب كنندهها وجود دارند كه آنها را جذب كنندههاي عجيب(Strange attractors) مينامند. جذب كنندههاي عجيب به شدت نسبت به شرايط اوليه حساس هستند و به آنها «عجيب» گفته ميشود چون متشكل از مجموعهاي فراكتال هستند (فراكتال يعني مجموعهاي از نقاط با حجم صفر و سطح نامحدود).
در ادامه، براي مرور تعاريف ارائه شده نگاشت لورنتس و جذب كننده عجيب كه براي اولين بار توسط وي به دست آمد، پرداخته ميشود.
6- معــادلات لورنتــس (Lorentz equations): ادوارد لورنتس، رياضيدان و هواشناس امريكايي، نخستين شخصي است كه در مورد آشوب مقاله نوشته و كاشف جذب كننده هاي عجيب در 1963 ميلادي ميباشد.
معادلات غيرخطي زير كه به معادلات لورنتس معروفند، نحوه تغيير سرعت سيال را نشان ميدهند. زماني كه او در 1961 ميلادي با رايانهاش به شبيه سازي آب و هوا ميپرداخت، متوجه حساسيت شديد معادلات به شرايط اوليه شد. او كشف كرد كه تغييرات ناچيز در پارامترهاي اوليه آب و هوا منجر به الگوهاي متفاوتي ميشوند:
x = s (y - x)
y = r x – y – x z
z = x y – b z
در اين معادلات، x(t) بيانگر سرعت سيال (هوا)، y(t) و z(t) نيز بيانگر ابعاد فضايي سيال هستند. σ را «عــدد پرنتــل (Prandtle number)» نامند كه نشان دهنده نسبت چگالي به هدايت گرمايي است. r ، «عــدد ريلــي (Rayleigh number)» نام دارد كه اختلاف دمايي بين سطح بالايي و پاييني قسمت مورد نظر را نشان ميدهد. b نيز نام بخصوصي نداشته و بيانگر نسبت درازا به پهنا ميباشد (σ , r , b > 0).
نگاشتهاي معرفي شده توسط لورنتس، نگاشتهاي غيرخطي هستند كه توسط دو جمله xy و yz غيرخطي شدهاند. اين نگاشتها نسبت به تبديل زير داراي تقارن هستند:
(x(t) , y(t) , z(t)) → (-x(t) , -y(t) , -z(t))
اكنون ميتوان گفت كه نگاشت لورنتــس، مدل ســاده شدهاي از نحوه حركت سيــال در سه بعــد است. با رسم نگاشتها در فضاي فــاز به ازاي مقاديــر مختلف σ، r و b، لورنتــس متوجه شــد كه جوابها به طور نامنظم نوســان ميكنند و هرگز تكــرار نميشوند اما همــواره در يك ناحيه محدود از فضاي فــاز باقي ميمانند. مسيــرهاي رسم شده در اين فضــا، دو مجموعه درهم بافته را به خود اختصاص ميدهند كه به آنها جــذب كنندههاي عجيب گويند. بايد دانست كه جذب كنندههاي عجيب با نقاط ثابت يا حلقه هاي محدود يكسان نيستند. در واقع جذب كننده عجيب، يك نقطه يا يك مسير در فضاي فــاز نيست و نمي تــوان به آن عنــوان يك سطح را داد، بلكه بايد آن را فراكتــال ناميد كه داراي بعد كسري بين 2 و 3 است. در پيش بيني رفتــار سيستــم در دراز مدت او نشــان داد كه به ازاي محــدوده وسيعي از پارامتــرهاي نگاشــت نميتوان شاهد نقــاط ثابت پايدار يا حلقههاي محدود بود. لورنتس براي مطالعه سيستم خــود در طولاني مدت، از انتگرالهاي عــددي استفاده كرد. او حالت خاصي را با مقادير زير برگزيــد:
s = 10 , b = 8/3 , r = 28 .
با انتخاب نقطهاي نزديك به مبدا: (0,1,0) به عنوان شرط اوليــه مطالعه خود را آغاز نموده و متوجه شد كه جوابهــا مخصوصا در t → ∞ داراي نوســانهاي غيريكســان است كه تكــرار نميشوند و به آنها غيرپريوديك ميگويند. او كشف كرد كه اگر جوابهــا به صورت يك مسيــر در فضاي فاز تصور شوند ساختــار عجيبي تشكيل ميدهنــد و با رسم نمــودار x(t) و z(t) در يك صفحه، ميتوان شاهد بود كه يك شكل پروانهاي به دست ميآيد (شكل اولي). اين شكل نه سطح و نه نقطه است و بُعد آن نيز كسري ميباشد. ديده ميشود كه مسيرها به طور مكرر همديگر را قطع ميكنند، اما فقط در دو بعد بدين گونه است و در سه بُعد، مسيرها به هيچ وجه همديگر را قطع نمينمايند (شكل دومي).


+ نوشته شده توسط لیلا در دوشنبه
1386/10/03 و ساعت
17:47 |